مرز رقابت چین و آمریکا باریک‌تر می‌شود

چین هوش مصنوعی
در رقابت بر سر هوش مصنوعی، هرچند آمریکا هنوز در سرمایه و تعداد مدل‌های شاخص جلوتر است، اما چین با سرعتی کم‌سابقه در حال کم کردن فاصله کیفی و اقتصادی خود است.
کد خبر : ۱۸۵۰۳۷

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایبنا، رقابت چین و آمریکا در هوش مصنوعی وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با تعداد مدل‌ها یا اندازه سرمایه‌گذاری سنجید.

 یاهوفایننس در گزارش خود به این نکته اشاره می‌کند که اکنون مسئله اصلی این است که فاصله دو کشور در «کیفیت مدل»، «هزینه توسعه و استقرار» و «سرعت تبدیل فناوری به مزیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی» به‌طور محسوس کمتر شده است.

تازه‌ترین داده‌های Stanford HAI و نسخه کامل گزارش AI Index نشان می‌دهد آمریکا همچنان جایگاه نخست را حفظ کرده، اما مدل‌های چینی در مهم‌ترین سنجه‌های فنی با شتابی بالا به مرز برابری نزدیک شده‌اند؛ روندی که اگر ادامه یابد، می‌تواند قواعد بازی را در بازار جهانی هوش مصنوعی تغییر دهد.

آمریکا هنوز پیشتاز است، اما فاصله دیگر بزرگ نیست

گزارش Stanford HAI تصریح می‌کند که در سال ۲۰۲۴ نهاد‌های مستقر در آمریکا ۴۰ مدل شاخص هوش مصنوعی تولید کردند، در حالی که این رقم برای چین ۱۵ مدل و برای اروپا ۳ مدل بود. این داده به‌روشنی نشان می‌دهد که آمریکا هنوز از نظر «تعداد» مدل‌های قابل‌توجه پیشتاز است.

اما همان گزارش تأکید می‌کند که در معیار‌های مهمی مانند MMLU و HumanEval، فاصله عملکردی مدل‌های چینی با مدل‌های آمریکایی از اختلافی دو رقمی در سال ۲۰۲۳ به نزدیکی برابری در سال ۲۰۲۴ رسیده است. معنای این تحول روشن است: برتری آمریکا همچنان پابرجاست، اما حاشیه امن آن باریک‌تر شده و چین دیگر رقیبی با فاصله زیاد نیست، بلکه بازیگری است که به سطح رقابت مستقیم رسیده است.

بر اساس همان گزارش سرمایه‌گذاری خصوصی هوش مصنوعی در آمریکا در سال ۲۰۲۴ به ۱۰۹.۱ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که تقریباً ۱۲ برابر چین با ۹.۳ میلیارد دلار و ۲۴ برابر بریتانیا با ۴.۵ میلیارد دلار است. همچنین سرمایه‌گذاری خصوصی جهانی در هوش مصنوعی مولد به ۳۳.۹ میلیارد دلار رسید که ۱۸.۷ درصد بیشتر از سال قبل بود.

این اعداد نشان می‌دهد که آمریکا همچنان در تأمین سرمایه، جذب سرمایه‌گذاری خطرپذیر و ایجاد اکوسیستم تجاری قدرتمند دست بالا را دارد. با این حال، خودِ روند رقابت ثابت کرده که برتری مالی به‌تنهایی برای تضمین فاصله فناورانه کافی نیست. چین با منابع کمتر، اما با تمرکز بر کارایی، مدل‌های بازتر و هزینه پایین‌تر، در حال کم‌کردن فاصله‌ای است که تا همین چند سال پیش بسیار عمیق‌تر به نظر می‌رسید.

چرخش رویکرد چین

یکی از مهم‌ترین دلایل باریک‌تر شدن مرز رقابت، تغییر ماهیت بازار هوش مصنوعی است. در مرحله نخست، بازیگران برای ساخت قوی‌ترین مدل‌ها رقابت می‌کردند؛ اما اکنون بازار به‌سرعت به سمت مدل‌هایی می‌رود که در کنار کیفیت بالا، هزینه پایین‌تری برای استفاده و سفارشی‌سازی داشته باشند.

گزارش Stanford HAI می‌گوید فاصله عملکرد مدل‌های open-weight با مدل‌های بسته در برخی بنچمارک‌ها از ۸ درصد به ۱.۷ درصد کاهش یافته است. این داده بسیار مهم است، چون دقیقاً به نقطه قوت بسیاری از شرکت‌های چینی اشاره می‌کند: عرضه مدل‌هایی که از نظر عملکرد به مدل‌های مرزی نزدیک می‌شوند، اما انعطاف‌پذیرتر و معمولاً ارزان‌ترند.

در چنین فضایی، مزیت آمریکا دیگر صرفاً با داشتن مدل‌های پیشرفته‌تر تعریف نمی‌شود، زیرا اگر رقیب بتواند کیفیت نزدیک به همان سطح را با هزینه کمتر عرضه کند، بخشی از بازار جهانی به‌سادگی به سمت او متمایل می‌شود.

DeepSeek و موج جدید فشار بر مدل‌های آمریکایی

یکی از مهم‌ترین نماد‌های این تغییر، DeepSeek است. مقاله arXiv نشان می‌دهد شرکت‌های چینی دیگر فقط مصرف‌کننده یا پیرو فناوری‌های آمریکایی نیستند، بلکه در حوزه‌هایی مانند تقویت توان استدلال مدل‌های زبانی با روش‌های یادگیری تقویتی، وارد فاز تولید دانش فنی و ارائه چارچوب‌های رقابتی شده‌اند.

حتی بدون اتکا به ادعا‌های تبلیغاتی شرکت‌ها، صرف حضور این مدل‌ها در مرکز بحث‌های فنی و اقتصادی، نشانه‌ای از تغییر موازنه است. رقابت امروز دیگر فقط بر سر این نیست که کدام مدل در صدر جدول بنچمارک‌ها قرار می‌گیرد؛ بلکه بر سر این است که کدام کشور می‌تواند مدل‌هایی بسازد که «به اندازه کافی قوی»، «به اندازه کافی ارزان» و «به اندازه کافی مقیاس‌پذیر» باشند. در این معادله، چین به‌وضوح پیشروی کرده است.

شتاب عمومی فناوری نیز به نفع نزدیک‌شدن رقبا عمل می‌کند

بر اساس گزارش AI Index مدل‌ها در بنچمارک‌های دشوار تنها در یک سال جهش چشمگیری داشته است: امتیاز‌ها در MMMU حدود ۱۸.۸ واحد درصد، در GPQA حدود ۴۸.۹ واحد درصد و در SWE-bench حدود ۶۷.۳ واحد درصد افزایش یافته‌اند.

این جهش فقط به نفع یک کشور نیست؛ بلکه به این معناست که کل مرز فناوری با سرعت بالا در حال حرکت است. در چنین شرایطی، کشوری که توان تقلید سریع، بهینه‌سازی هزینه و تجاری‌سازی گسترده‌تری داشته باشد، می‌تواند با وجود شکاف سرمایه‌ای، فاصله فنی را نیز کاهش دهد. چین دقیقاً از همین مسیر استفاده می‌کند: حرکت سریع‌تر در بهره‌برداری صنعتی از فناوری، نه فقط در تولید آزمایشگاهی آن.

میدان رقابت از پژوهش فراتر رفته است

طی سالهای اخیر هوش مصنوعی به‌طور فزاینده‌ای وارد زندگی روزمره شده است؛ از تأیید ۲۲۳ دستگاه پزشکی مبتنی بر AI توسط FDA در سال ۲۰۲۳ گرفته تا گسترش خودرو‌های خودران. همین گزارش به فعالیت Waymo در آمریکا و توسعه ناوگان Apollo Go در شهر‌های مختلف چین اشاره می‌کند.

اهمیت این داده‌ها در آن است که رقابت چین و آمریکا فقط در لایه مدل‌های زبانی باقی نمانده و به لایه کاربرد‌های روزمره، صنعتی و شهری رسیده است. هرچه فناوری سریع‌تر وارد خدمات عمومی، حمل‌ونقل، سلامت و تولید شود، فاصله میان «پژوهش» و «قدرت ملی» کمتر می‌شود. از این منظر، باریک‌تر شدن مرز رقابت، یک پدیده صرفاً فنی نیست؛ بلکه نشانه جابه‌جایی تدریجی در توان تبدیل AI به نفوذ واقعی است.

چین دیگر بازیگر حاشیه‌ای نیست

گزارش WIPO  حاکی است که چین در حوزه خانواده‌های پتنت مرتبط با هوش مصنوعی مولد جایگاهی بسیار پررنگ دارد و فاصله قابل‌توجهی با آمریکا ایجاد کرده است.

هرچند تعداد پتنت به‌تنهایی به معنای برتری فناورانه قطعی نیست، اما یک شاخص مهم از شدت فعالیت تحقیق و توسعه، سازماندهی صنعتی و تلاش برای تثبیت موقعیت در زنجیره مالکیت فکری به‌شمار می‌رود. وقتی این روند در کنار داده‌های Stanford HAI قرار می‌گیرد، تصویر روشن‌تر می‌شود: آمریکا همچنان در نوآوری مرزی و سرمایه‌گذاری بزرگ‌تر است، اما چین هم‌زمان در حال ساختن پشتوانه صنعتی، حقوقی و کاربردی برای حضور بلندمدت در این رقابت است.

باریک‌تر شدن مرز رقابت فقط خبر خوبی برای مصرف‌کنندگان یا شرکت‌هایی نیست که به دنبال خدمات ارزان‌ترند؛ این تحول برای دولت‌ها و سیاست‌گذاران نیز پیامد‌های مستقیم دارد. اگر چین بتواند مدل‌هایی نزدیک به سطح برترین مدل‌های آمریکایی، اما با هزینه کمتر و دسترسی بازتر عرضه کند، در بسیاری از بازار‌های جهانی به‌ویژه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین جذاب‌تر خواهد شد.

در چنین وضعی، آمریکا شاید همچنان پیشتاز بماند، اما توان تعیین استانداردها، شکل‌دادن به اکوسیستم جهانی و حفظ انحصار فناوری‌اش دشوارتر می‌شود. به بیان ساده، هرچه مرز رقابت باریک‌تر شود، هزینه حفظ برتری برای آمریکا بالاتر می‌رود و فضای مانور چین بیشتر می‌شود.

داده‌ها و گزارش‌های موجود درباره هوش مصنوعی مولد همگی در یک نکته همگرا هستند: آمریکا هنوز رهبر اصلی هوش مصنوعی است، اما فاصله‌ای که این رهبری را بلامنازع می‌کرد، در حال کمتر شدن است.

بر این اساس چین نه فقط در حال افزایش تعداد مدل‌ها، بلکه در حال نزدیک‌شدن به سطح کیفی، کاهش هزینه، تقویت مدل‌های باز و گسترش حضور صنعتی خود است؛ بنابراین توصیف دقیق وضعیت امروز این است که مرز رقابت میان دو قدرت در هوش مصنوعی باریک‌تر از هر زمان دیگری شده و همین، آینده این رقابت را به‌مراتب حساس‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر کرده است.

ارسال‌ نظر
captcha